از صبح ک بیدار شدم درگیر ساخت وبلاگ بودم و البته کلی هم بابت ساختنش ذوق دارم،حس میکنم برگشتم ب سال۸۸ک هنوز اینستا معروف نبود و خیلیا وبلاگ نویسی میکردن![]()
از۱۶تا ۲۷بهمن مدرسمون تعطیل بود(خوش ب حالمون
) و کلی از فضای درس خوندن دور شدم و هنوزم حال ندارم برم سراغ درس![]()
گوشیمو خاموش کردم و با تبلت خواهرم میام و به همین دلیل فک نکنم بتونم هر روز بیام وبنویسم،اما اگِ وقت داشتم حتما میام.دارم کتاب "بنویس تا اتفاق بیفتد" رو میخونم و فک میکنم ک محرک اصلی من واسه نوشتن،همین کتاب بوده.
من میرم،فعلاً.
اولین روزانه نویسی...ما را در سایت اولین روزانه نویسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142